كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
191
ده سفرنامه ( فارسى )
تكمههاى طلا و نقره روى قباهاى خود منع شدهاند استعمال لباسهاى ابريشمى به وسيله مسلمانان تحريم شده و آنان همچنين از پوشيدن تنپوشهائى كه با ابريشم و كتان مخلوط شده نيز تا اندازهاى احتراز مىنمايند ولى مقدار زيادى از اين نوع پارچه از گجرات وارد ايران مىگردد . ايرانىها نه مانند اسلاف خود و نه مانند هندىها به شيوه زنها لباسهاى خود را زينت نمىدهند و من فكر مىكنم كه تنها پادشاه است كه لباسهاى جواهرنشان به تن مىكنند . در مورد علاقه هندىها به استفاده از جواهرآلات داستانى به صورت مزاح و ريشخند وجود دارد مىگويند هنگامى كه يك نفر هندى به ايران مسافرت مىكرد بين راه « راهدار » او را به عنوان يك زن مورد بازخواست قرار داد و هرچه آن مرد هندى تلاش كرد كه هويت خود را ثابت نمايد راهدار متقاعد نشد تا اينكه او را نزد حكيم فرستادند . القاب و مناصب براى مردم هندوستان يك نوع سرگرمى است و به جز لقب اعتماد الدوله كه مخصوص نخستوزير است بقيه مناصب مانند خان و غيره ارثى است ( در هندوستان ممكن است كه شما يك لقب را با مبلغ جزئى خريدارى نمائيد ) عادت نظاميان بر اين است كه كلاه را كج سرمىگذارند چنان كه حافظ در اين مورد مىگويد : « نه هركه طرف كلاه كج نهاد و تند نشست . » ميرزا و ديگر مقامات كشورى شالى دور كلاه خود مىپيچند . تجار و بازرگانان و صاحب حرف نيز كلاه خود را بهطور قائم و عمودى به سر مىگذارند شاه عباس كه مايل بود تجار و بازرگانان ولخرجى زياد نكنند فرمانى صادر كرد كه آنها تنها از شال و عمامه و قبا و لباس فراخ استفاده نمايند او تصور مىكرد كه شال ارزانترين نوع پارچهاى است كه مىتوان لباسى از آن تهيه نمود